تبليغاتX
شورای زنان - اساسنامه شورای زنان

شورای زنان

«اساس نامه شوراي زنان»

 

(متن اصلاح شده مصوب مجمع عمومي تصويب اساسنامه در تاريخ14/10/86)

 

مقدمه

 

تبعيض و ستم كشي زنان وجه مشخصه نظام سرمايه داري است، و جنبش اعتراضي زنان با تمامي شاخه هاي متعددش، بسته به شرايط مبارزاتي اين جنبش ها در نقاط مختلف در برابر اين بي حقوقي ها و تبعيض ها خودنمايي مي كند، اما شيوه ي برخورد و جايگاه طبقاتي اين حركت ها دقيقاً در تبيين آنها از اوضاع و ريشه نابرابري زنان مشهود مي باشد، و هر كدام راه حل و استراتژي خاص خود را براي برون رفت از هنجارهاي تحميل شده سيستم مردسالاري ارائه مي دهند. نكته مهم قابل ذكر اين است كه اين جنبش ها از حركت هاي برابر ي طلبانه و راديكال گرفته تا جنبش هاي فمنيستي (زن گرايانه) و ديگر تعلقات زنان، به اين باور رسيده اند كه مي بايست زنان خود در فكر رهايي خويش باشند. اما هر كدام بر حسب خواستگاه طبقاتي خود، تعريف متفاوتي از مقوله هايي مانند، آزادي، برابري، حقوق اجتماعي، ريشه نابرابري و غيره دارند. اما به زعم ما براي تشخيص حقانيت يا عدم حقانيت اين حركت هاي اجتماعي مي بايست در شعارها و عملكرد و استراتژي آن جنبش ها و ميزان تعلق طبقاتي و وسعت ديد آنها نسبت به ستم كشي زنان و علت آن در جامعه سرمايه داري كنوني قدري تامل كرد. تلاش هاي جنبش زنان در ايران و كردستان نيز اكنون واضح است. همانطور كه ذكر شد بينش ها و برداشت هاي متفاوتي از جنبش زنان وجود دارد. كه هر كدام هدفي را جستجو مي‌كنند كه نهايتاً نقد آنها از وضع زنان را نشان مي دهد،اكنون گرايشات راديكال و برابري طلب، گرايشات فمنيستي، گرايشات نئوليبرال، در درون جنبش زنان وجود دارد. گرايش فمنيستي با تمامي شاخه هايش مشكل اصلي را در سيستم مردسالاري بعنوان ريشه، و مردان را بعنوان تبعات و ابزار اجرايي اين سيستم مي بيند، و آلترناتيو (بديل) و افق آنان جابجايي صوري نقش هاي اجتماعي و نشاندن و جايگزين كردن زنان در اين موقعيت هاي اجتماعي بجاي مردان است، نهايتاً نقد آنان و تعريف عملي و عيني شان از مقوله برابري،برابري در سطحي روبنايي و در بهترين حالت سهيم كردن زنان در آزادي هاي محقري كه مردان در جامعه بورژوازي دارا هستند مي باشد،و در چنين تفكري اصل و اساس و دليل ستم كشي زنان كه ريشه در مناسبات توليدي و تقسيم ناعادلانه ثروت و كار در اجتماع دارد و سرمايه داري آن را تكامل بخشيده و روزانه آن را باز توليد مي كند، ناديده گرفته مي شود. چون اصولاً آنها مبارزه طبقاتي را اصل نمي دانند.اما گرايش راديكال و برابري طلب در درون جنبش زنان كه فلسفه وجودي اش به چالش كشيدن مناسبات سيستم سرمايه داري است و بعنوان يگانه عامل سيه روزي بشريت به بورژوازي مي نگرد و مردسالاري را از تبعات و پديده‌هاي سرمايه داري مي شناسد،سيستمي كه در عرصه توليد براساس تقسيم جنسي،اولاً در صفوف طبقه كارگر شكاف ايجاد كرده و ثانياً بصورت سهل الوصول در كنترل اين بخش از نيروي كار با دادن دستمزد نابرابر به زنان كارگر براحتي انباشت سرمايه مي كند.

آري اين جنبش نقد و آنتي تز (برابر نهاد) خود را در مقابل مناسبات سرمايه داري قرار داده و با گره دادن مبارزاتش با جنبش كارگري،متحدانه تر عمل مي كند.اصل محوري اي كه راديكال ها را از ديگر گرايشهاي فكري متمايز مي كند، بينش و مبارزه طبقاتي اين جنبش ها است. برابري اي كه اين جنبش براي آن مبارزه مي كند كاملاً متفاوت با وعده و وعيدهاي اين يا آن طيف مصلح اجتماع و خارج از توهمات ايده آليستي است.برابري واقعي بسيار وسيع تر و جهان شمول تر از اين تعاريف و در  برخورداري تمامي انسان ها از مواهب و ثروت هاي مادي كه حاصل تلاش جمعي و هدفمند و خلاق كار انسانهاست،برابري در جايگاه اجتماعي و دخالت گري برابر انسانها در سرنوشت خويش است.اما در جامعه اي طبقاتي برابري واقعي ميسر نمي گردد. با اين اشاره اجمالي به اوضاع جنبش زنان در دنيا و ايران ضرورت به وجود آمدن شوراي زنان را توضيح مي‌دهيم.

 

در كنار مشكلات كلي مطرح شده،زنان در اينجا از مشكلات مضاعف ديگري رنج مي‌برند و فشار بيشتري روزانه از طرف جامعه مردسالار،خانواده،هنجارهاوسنت هاي دست و پاگيرارتجاعي برآنها تحميل مي‌شود.لذا ما متشكل شدن را براي از بين بردن اين مشكلات كارساز دانسته و آن را به زنان و كل انسانهاي مساوات خواه پيشنهاد مي دهيم.براين باوريم كه متشكل شدن و تصميم شورايي مي تواند در زمينه هاي مختلف به آگاه گري زنان ستمديده براي برون رفت از اوضاع تحميل شده كمك كند و بدين ترتيب اهداف و اصول شوراي زنان را به شرح زير اعلام مي كنيم.

 

 ماده 1- تعريف شوراي زنان

 

" شوراي زنان" تشكلي است كاملا دمكراتيك غير انتفاعي غير تجاري و غير دولتي ومستقل از احزاب و سازمانهاي سياسي و در راستاي اهداف مندرج در ماده 2 اساسنامه فعاليت مي نمايد و از اين به بعد به اختصار "شورا" ناميده مي‌شود.

 

ماده 2-اهداف شوراي زنان

 

بند1-نهادينه كردن فرهنگ مبارزه طبقاتي و ارتقائ سطح آگاهي زنان براي آشنايي با مطالباتشان از راههاي ممكن و قابل دسترس.

 

بند2- بستر سازي فرهنگ تشكل يابي ومتشكل كردن زنان.

 

بند3- تلاش مستمر جهت پيگيري مطالبات و مبارزات زنان براي احقاق حقوق انساني شان.

 

بند4- انسجام حركتهاي اعتراضي جنبش زنان وشفاف سازي جهت رسيدن به برابري در تمامي زمينه ها (اقتصادي ،اجتماعي،سياسي فرهنگي و...).

 

بند5- تلاش براي پيوند هر چه بيشتر مبارزات زنان با جنبش طبقاتي كارگران و ساير جنبشهاي اعتراضي و برابري طلبانه.

 

ماده 3- ساختار شوراي زنان

 

ساختار اين تشكل،ساختاري شورايي است .فرم شورايي دمكراتيك ترين نوع تشكلهاست.در تشكل شورايي تصميم گيري از پايين به بالا است يعني كليه اعضا متفاوت از نقش و كاركردشان در شورا مي‌توانند در كليه تصميم گيريهاي شورا دخيل باشند،و بر اين اساس كليه تصميم گيريهاي اصلي در مجمع عمومي گرفته مي شود.

 

تبصره1 –مجمع عمومي به اعضاي هيئت اجرايي تشكل، اختيارات و وظائفي محول مي نمايد كه هيئت اجراي مي تواند در چهار چوب اختياراتي كه مجمع عمومي به او داده است جهت نيل به اهداف تشكل تصميم گيري نمايد.

 

ماده4-اركان تشكل

 

 شورا متشكل است از 1- هئيت موسس 2-هيئت اجرايي  3-بازرسين  4-سخنگو 5-اعضاء

 

 بند1- "هيئت موسس شوراي زنان" عبارت است از جمع افرادي كه بنابه درك ضرورت عيني از جامعه اقدام به ايجاد تشكل "شوراي زنان" نموده و وظيفه دارند اساسنامه شورا را تدوين كرده و طي فراخواني درميان افراد مشتاق به ايجاد تشكل،اساسنامه را دراولين جلسه كه  "مجمع عمومي تصويب اساسنامه" نام مي گيرد مصوب نمايند ،بعد از تصويب اساسنامه در مجمع رئوس فعاليت تشكل اعلام ميشود و سپس هيئت اجرايي منتخب مجمع، جاي هيئت موسس را مي‌گيرد و از آن به بعد اجراي كليه تصميمات مجمع به عهده هيئت اجرايي مي باشد .

 

 بند2-"هيئت اجرايي" متشكل است از 9 عضواصلي و 2 عضو علي البدل كه وظائف آنها به شرح زير است:

 

تشكيل كميته ها،تنظيم جلسات،اجراي تصميمات مجمع عمومي، فرا خوان جهت برگزاري مجمع عمومي و مراسم ها و تجمع‌هاي اعتراضي ،پذيرش اعضائ جديد ،تلاش براي عملي نمودن سياستها و برنامه هاي شورا كه در مجمع عمومي تعيين شده است ،صدور بيانيه ها ،بازبيني و تجزيه و تحليل و جمع بندي كليه پيشنهادات و گزارشهاي رسيده به مجمع عمومي از جانب كميته ها و اعضاء.

 

تبصره 1- اگرهر يك از اعضاي هيئت اجرايي قصد استعفا يا انصراف از فعاليت در هيئت را داشتند بايد تصميم خود را با ذكر دلائل موجه كتبا به هيئت اجرايي اعلام دارند در صورتيكه اعضا مستعفي و انصرافي به 3 نفر برسد هيئت اجرايي درخواست مجمع عمومي فوق العاده جهت بررسي و انتخاب اعضاي هيئت اجرايي جديد مي نمايد.

 

بند 3- بازرسين شورا

 

تعداد بازرسين شورا 2 نفر اصلي و 1 نفر علي البدل است كه وظيفه آنها نظارت بر چگونگي انجام وظائف محوله به اعضاي كميته ها،هيئت اجرايي واعضاي شورا و تهيه گزارش از كليه فعاليتهاي فردي و جمعي و ارائه آن به مجمع عمومي ميباشد.

 

بند4- سخنگو

 

مجمع عمومي يك نفر را در بين اعضاي هيئت اجرايي به عنوان سخنگوي شورا انتخاب مي نمايد كه وظيفه انعكاس و شفاف سازي مواضع و برنامه هاي شورا از طريق مصاحبه با رسانه هاي گروهي را بر عهده دارد .

 

تبصره1 – در صورتيكه سخنگو در دسترس نباشد هيئت اجرايي ميتواند شخص ديگري را موقتا به عنوان جانشين سخنگو انتخاب كند.

 

ماده5-تعريف عضو

 

 عضو به كسي گفته ميشود كه اساسنامه شورا را قبول داشته و تمايل به فعاليت در چهارچوب شورا را با درخواست كتبي به هيئت اجرايي ارائه نموده و درخواست عضويت وي مورد تائيد هيئت اجرايي باشد.

 

ماده6 - شرايط عضويت  

 

بند1-عضويت در شوراي زنان هيچ گونه محدوديت جنسي،ملي،مذهبي و نژادي ندارد و افراد به صرف قبول اساسنامه و تمايل به فعاليت در چهارچوب شورا ميتوانند در خواست خود را به هيئت اجرايي ابلاغ نمايند.

 

بند2-هيئت اجرايي موظف است حداكثر 15روزبعد از ارائه فرم درخواست عضويت، در مورد رد يا قبول عضويت فرد متقاضي تصميم گيري نمايد.

 

بند3-محدوديت سني براي عضويت در شوراي زنان وجود ندارد اما سن راي دهندگان و كانديدهاي هيئت اجرايي، سخنگو و بازرس نبايد كمتر از 16 سال باشد.

 

   ماده 7- وظايف عضو

 

بند1- نظم و انظباط از اركان اصلي شورا است و كليه اعضاء موظفند در رعايت قرارها، شركت در جلسات عادي و مجمع عمومي و اشاعه و نهادينه كردن فرهنگ كار جمعي و تشكل يابي، رعايت نظم و ديسيپلين شورايي را نموده و در جهت ترويج آن بكوشند.

 

بند2- تمامي اعضاي شورا موظفند در جلسات رسمي شورا شركت نمايند و عدم حضور غير موجه هر يك از اعضاء به صورت 3 بار متوالي در جلسات موجب اخطار كتبي و درج در پرونده،  و عدم حضور غير موجه بيش از 6 بار در جلسات موجب توبيخ كتبي و درج در پرونده و سلب حق شركت در مجمع عمومي و سلب حق راي عضو ياد شده، ميشود.

 

بند3- تمامي اعضاء مي بايست در رابطه با تصميمات مجمع عمومي و هر چه فعال تر نمودن شورا با احساس مسئوليت و دخالت‌گري موثر، برخورد كرده و  كاملا مسوليت پذير باشند.

 

بند4- اعضايي كه قبول مسوليت ميكنند در صورتي كه به مدت يك ماه از عهده كار و مسئوليتي كه قبول كرده اند برنيايند موظفند  به هيئت اجرايي اعلام نمايند و هيئت اجرايي ملزم است فرد يا افراد ديگري را به عنوان همكار به نامبرده معرفي نمايد تا موثرتر در جهت انجام مسئوليت خود عمل كنند. اگر در صورت همكاري با فرد مذكور هنوز كارها به درستي انجام نشود، هيئت اجرايي مي‌تواند مسئوليت فرد نامبرده را به حالت تعليق درآورد و عضو ديگري را موقتا جايگزين او كند تا در مجمع عمومي تصميم گيري قطعي انجام شود. ضمنا در مدت تعليق، عضو تعليق شده مي بايد مدارك و اسناد شورا را تحويل هيئت اجرايي دهد.

 

بند5- حق عضويت مبلغ 20000ريال در ماه ميباشد كه اعضاء موظفندهر ماه حق عضويت خود را پرداخت نمايند.

 

تبصره1-مبلغ حق عضويت توسط مجمع عمومي تعيين ميشود.

 

 تبصره2-در صورت عدم پرداخت حق عضويت به مدت 3 ماه متوالي هيئت اجرايي موظف است با ابلاغ كتبي به شخص مذكور تذكر دهد.

 

ماده 8- جلسات شورا

 

 "شوراي زنان" براي پيشبرد عملي اهداف خود جلساتي را با حضور اعضا به صورت جلسات عادي و مجمع عمومي در برنامه كاري خود دارد كه چگونگي برگزاري آنها بدين منوال مي باشد:

 

بند1-زمان و مكان جلسات عادي شورا توسط هئيت اجرايي تعيين و به اعضا ابلاغ مي گردد. اين جلسات هرماه يك بار تشكيل شده و در آن موارد ضعف و قوت شورا و كاركرد مفيد اعضا و تصميمات لازم براي ادامه كار بر حسب شرايط عيني پيش آمده مطرح و بر آن اساس تصميم گيري خواهد شد .دستور جلسات بنابه پيشنهاد اعضا و تصميم هيئت اجرايي به اعضا ابلاغ مي شود.

 

بند2-تمامي تصميم گيريها و مباحثات جلسات به صورت كتبي توسط منشي جلسه ثبت و جهت حفظ در آرشيو شورا به مسئول بايگاني ارائه و بايگاني خواهد شد.

 

بند3-جلسات عادي شورا با حضور نصف+1اعضاي شورا رسميت ميابد .

 

بند4- مجمع عمومي شورا سالي يك بار با حضور تمامي اعضا،توسط هيئت اجرايي برگزار مي شود.

 

بند5-در مجمع عمومي، گزارش هيئت اجرايي،كميته ها و بازرسين قرائت و در مورد آنها بحث و تبادل نظر صورت مي‌گيرد تا جمع بندي كاملي از وضعيت شورا به دست آيد .در مجمع عمومي تصميمات لازمه در مورد چگونگي ادامه كار شورا و برنامه ريزي سياستهاي يك ساله ي شورا و راهكارهاي عملي جهت هر چه بهتر و فراگيرتر شدن شورا تعيين مي شود،در مجمع عمومي كليه اعضا مي توانند خود را براي عضويت در هيئت اجرايي ،كميته ها و بخش بازرسين شورا كانديد نمايند كه در نهايت با راي اعضاي حاضر افراد انتخاب مي شوند .

 

بند6- "مجمع عمومي" با حضور دو سوم كل اعضا رسميت خواهد داشت .در غير اين صورت هيئت اجرايي مي بايد مجمع عمومي را به زمان ديگري (حداكثر تا دو ماه بعد) موكول نمايد.

 

تبصره: اعضايي كه به دلايل موجه نمي توانند در مجمع عمومي شركت نمايند بايد حق راي و نظرات خود را كتبا به يكي ديگر از اعضا واگذار نمايند.

 

بند 7- در صورت درخواست نصف +1 اعضا و يا با تشخيص وصلاحديداعضاي هيئت اجرايي و برحسب شرايطي كه تشكيل مجمع عمومي فوق العاده ضروري باشد،مجمع عمومي فوق العاده بر طبق موازين برگزاري جلسات شورا، برگزار خواهد شد.

 

لازم به ذكر است اعضاي هيئت اجرايي يك ماه قبل از برگزاري مجمع،بايد اعضا را از دستورات و زمان برگزاري مجمع مطلع نمايند.

 

ماده9- تاريخ تصويب

 

اين اساسنامه با يك مقدمه و 9 ماده و24 بندو6 تبصره در تاريخ 14/10/86 در مجمع عمومي شوراي زنان تصويب شده و از اين تاريخ از طرف تمامي اعضا قابل اجرا ميباشد.

 

    

 

  

www.showrayezanan.blogfa.com


ادامه مطلب